عقد نکاح و وقف وضمان را نمی توان اقاله کرد(البته اقاله ی ضمان نقل ذمه با تنفیذمضمون عنه امکان پذیرمی باشد). تفاوتهای خیارشرط باشرط فاسخ عبارتست از: الف.خیارشرط حتماً باید مقیّد به مدت باشد ولی شرط فاسخ نیازبه مدت ندارد. ب.اعمال خیاریک ایقاع است به نحوی که برای اعمال آن نیازمند قصد میباشیم در حالیکه […]

عقد نکاح و وقف وضمان را نمی توان اقاله کرد(البته اقاله ی ضمان نقل ذمه با تنفیذمضمون عنه امکان پذیرمی باشد).

تفاوتهای خیارشرط باشرط فاسخ عبارتست از:

الف.خیارشرط حتماً باید مقیّد به مدت باشد ولی شرط فاسخ نیازبه مدت ندارد.

ب.اعمال خیاریک ایقاع است به نحوی که برای اعمال آن نیازمند قصد میباشیم در حالیکه شرط فاسخ عبارتست از شرطی که اگرمحقق شود، نتیجه ی آن انحلال قهری عقدمی باشد و به قصد طرفین ارتباطی ندارد.

ج.خیارشرط فقط درعقود لازم به کار میرود درحالیکه شرط فاسخ هم درعقود جایز و هم در عقود لازم راه دارد.

عقد نکاح و ضمان را نمی توان به صورت معلق منعقد کرد.

تنها ایقاع معلق باطل درحقوق ایران طلاق میباشد.

قبض حاکم درعقد وقف درصورتی مؤثراست که مال موقوفه متولی نداشته باشد یا متولی نتواند مال موقوفه را قبض کند.

دربحث شروط ضمن عقد باید به موارد زیر توجه داشت:

الف.اگر انتظارات اساسی و ذاتی عقد را بدون مدت از آن سلب نماییم، چون شرط خلاف مقتضای ذات عقد است لذا هم شرط باطل است وهم عقد را باطل میکند(جلوگیری بدون مدت ازتملیک درعقدبیع)

ب.اگرانتظارات و اثرات فرعی عقد را بدون مدت مشخص سلب نماییم، شرط بدلیل نامشروعیت باطل است اماعقد به قوت خود باقی است.

ج.اگرانتظارات و اثرات عقد خواه اساسی و ذاتی و خواه فرعی و حاشیه ای باشد را با مدت مشخص و متعارف بوسیله ی شرطی  محدود نماییم، هیچ خللی به عقد وارد نیست شرط و عقد هردو صحیح میباشند.

تنها عقدی که حتی بامدت مشخص هم نمی توان اثراصلی آن را محدودنمود، عقدنکاح میباشد که اثراصلی واقتضای ذات آن استمتاع میباشد(نزدیکی مقتضای ذات عقدنکاح نمی باشد)ماهیت حقوقی تعهد به نفع ثالث مستنبط از نظریه ی” تعهد مستقیم ناشی از قرارداد” درمقام ایجاد ناشی ازعقداست ولی درمقام اجرا ایقاع است.عقدی را که درآن تعهد به نفع ثالث وجود دارد میتوان اقاله نمود اما اقاله ی آن عقد خللی به تعهد به نفع ثالث وارد نمی آورد وحق ایجاد شده ی وی را نمی توان از اوسلب نمود.