یکی از چالش‌های عملی در فرآیند رسیدگی در دیوان محاسبات کشور، تمرکز مراجع اصلی رسیدگی در تهران و ضرورت حضور اشخاص طرف پرونده در جلسات دادسرا و هیأت‌های مستشاری است. این وضعیت، به‌ویژه برای مدیران، مسئولان مالی و اشخاص مرتبط با دستگاه‌های اجرایی مستقر در استان‌ها، می‌تواند مستلزم طی مسافت‌های طولانی، صرف هزینه‌های قابل توجه […]

یکی از چالش‌های عملی در فرآیند رسیدگی در دیوان محاسبات کشور، تمرکز مراجع اصلی رسیدگی در تهران و ضرورت حضور اشخاص طرف پرونده در جلسات دادسرا و هیأت‌های مستشاری است. این وضعیت، به‌ویژه برای مدیران، مسئولان مالی و اشخاص مرتبط با دستگاه‌های اجرایی مستقر در استان‌ها، می‌تواند مستلزم طی مسافت‌های طولانی، صرف هزینه‌های قابل توجه و تحمل مخاطرات ناشی از سفر باشد.
در چنین شرایطی، شخصی که در معرض رسیدگی قرار گرفته است، عملاً با دو انتخاب مواجه می‌شود: یا از حضور مستقیم در جلسه و دفاع شفاهی صرف‌نظر کرده و دفاعیات خود را در قالب لایحه ارائه کند، یا برای استفاده از امکان دفاع حضوری، مسافت طولانی تا تهران را طی نماید.
این در حالی است که پیشرفت فناوری اطلاعات و ارتباطات، امکان برگزاری جلسات به‌صورت برخط و از طریق سامانه‌های ارتباط تصویری را فراهم کرده است.
بر این اساس، می‌توان با تجهیز واحدهای استانی دیوان محاسبات به زیرساخت‌های ارتباط تصویری امن و پیش‌بینی تجهیزات لازم در ستاد دیوان، امکان حضور برخط اشخاص در جلسات رسیدگی را فراهم کرد.
دادرسی الکترونیکی در این معنا صرفاً یک تحول فناورانه نیست؛ بلکه می‌تواند ابزاری برای تقویت حق دفاع، تسهیل دسترسی به مرجع رسیدگی، کاهش هزینه‌های عمومی، تسریع فرآیند رسیدگی، کشف حقیقت و ارتقای عدالت رویه‌ای باشد.
۱. مسئله دسترسی به مرجع رسیدگی
بخش قابل توجهی از مدیران، مسئولان مالی و مقامات دستگاه‌های اجرایی در استان‌ها و شهرستان‌های مختلف کشور فعالیت دارند، در حالی که مراجع اصلی رسیدگی دیوان محاسبات در تهران مستقر هستند.
در نتیجه، شخصی که پرونده او در دیوان مطرح شده است، ممکن است برای حضور در یک جلسه رسیدگی ناچار به طی صدها کیلومتر مسافت، پرداخت هزینه رفت‌وآمد و اقامت و حتی ترک محل خدمت خود برای یک یا چند روز باشد.
این وضعیت تنها هزینه‌ای شخصی برای طرف پرونده ایجاد نمی‌کند؛ بلکه در مواردی موجب تحمیل هزینه به دستگاه اجرایی و در نهایت به منابع عمومی نیز می‌شود.
از این رو، این پرسش قابل طرح است:
آیا در عصر ارتباطات و فناوری اطلاعات، برای انجام یک دفاع چندساعته، حضور فیزیکی شخص در تهران در تمام موارد همچنان ضرورت دارد؟
اگر پاسخ منفی است، استفاده از ظرفیت فناوری برای ایجاد امکان حضور تصویری اشخاص در جلسات رسیدگی می‌تواند راهکاری منطقی و قابل بررسی باشد.
۲. حق دفاع؛ فراتر از امکان تقدیم لایحه
حق دفاع را نمی‌توان صرفاً به امکان ارسال یک لایحه کتبی محدود کرد.
دفاع مؤثر، حسب ماهیت پرونده، می‌تواند شامل مواردی همچون:
بیان توضیحات شفاهی؛
پاسخ به پرسش‌های مقام رسیدگی‌کننده؛
ارائه و توضیح اسناد و مدارک؛
رفع ابهام از گزارش‌ها و مستندات؛
پاسخ به ادعاها و ایرادات مطرح‌شده؛
توضیح درباره نحوه انجام اقدامات مالی یا اداری؛
و مشارکت مؤثر در فرآیند رسیدگی
باشد.
بنابراین اگر تمام یا بخش قابل توجهی از این امکانات از طریق یک ارتباط تصویری امن، پایدار و قابل ثبت فراهم شود، صرف عدم حضور فیزیکی شخص در ساختمان مرجع رسیدگی، نمی‌تواند به‌تنهایی به معنای فقدان دفاع مؤثر تلقی شود.
برعکس، در بسیاری از موارد، حضور برخط می‌تواند امکان دفاع را برای اشخاصی که در مناطق دور از تهران مستقر هستند، عملاً تسهیل و تقویت کند.
۳. دادرسی الکترونیکی؛ مفهومی بیگانه با نظام حقوقی ایران نیست
استفاده از فناوری‌های ارتباطی در فرآیندهای قضایی، مفهومی ناشناخته در نظام حقوقی ایران نیست.
برای نمونه، ماده ۱۷۵ قانون آیین دادرسی کیفری استفاده از سامانه‌های رایانه‌ای و مخابراتی و ارتباط تصویری از راه دور را در فرآیند دادرسی مورد شناسایی قرار داده است.
همچنین ماده ۶۵۹ همان قانون، با پیش‌بینی شرایط و الزامات قانونی، استفاده از سامانه‌های ویدئوکنفرانس و سایر سامانه‌های ارتباطات الکترونیکی را برای تحقیق از اصحاب دعوا و اشخاص مرتبط با فرآیند رسیدگی مورد توجه قرار داده است.
البته باید میان پذیرش اصل استفاده از فناوری ارتباط تصویری در نظام حقوقی ایران و وجود مجوز مستقیم و خاص برای اجرای آن در فرآیند رسیدگی دیوان محاسبات تفکیک قائل شد.
مقررات قانون آیین دادرسی کیفری، اصولاً ناظر بر فرآیندهای موضوع همان قانون است و نمی‌توان صرفاً با استناد به مواد ۱۷۵ و ۶۵۹، مدعی حاکمیت مستقیم این مقررات بر رسیدگی‌های دیوان محاسبات شد.
استناد به این مقررات در اینجا از آن جهت اهمیت دارد که نشان می‌دهد استفاده از فناوری ارتباط تصویری، فی‌نفسه با اصول دادرسی و نظام حقوقی کشور بیگانه نیست و می‌توان از تجربه قانون‌گذار در این زمینه برای طراحی سازوکار متناسب با ساختار دیوان محاسبات بهره گرفت.
بنابراین، در صورت فقدان مقررات خاص یا کافی، می‌توان موضوع را از طریق تدوین مقررات داخلی، دستورالعمل اجرایی یا اصلاح مقررات مرتبط سامان‌دهی کرد.
۴. ویدئوکنفرانس و کشف حقیقت
یکی از مهم‌ترین مزایای دادرسی الکترونیکی، امکان تبدیل فرآیند رسیدگی از یک روند صرفاً مکاتبه‌ای به فرآیندی تعاملی و زنده است.
فرض کنیم شخص مورد رسیدگی در جلسه اظهار کند:
«این پرداخت با مجوز مقام مسئول انجام شده است.»
در روش سنتی، ممکن است مقام رسیدگی‌کننده برای بررسی این ادعا نیازمند مطالعه مجدد پرونده یا ارجاع موضوع برای بررسی‌های بعدی باشد.
اما در یک جلسه برخط، می‌توان حسب حدود وظایف و اختیارات اشخاص حاضر، مقام رسیدگی‌کننده، شخص مورد رسیدگی و حسابرس یا کارشناس مرتبط را همزمان در جلسه داشت.
در این صورت، مقام رسیدگی‌کننده می‌تواند پرسش‌هایی از این قبیل مطرح کند:
«آیا اصل مجوز در اسناد موجود است؟»
«آیا این سند در زمان حسابرسی مشاهده شده است؟»
«مبنای گزارش حسابرسی در این قسمت چه بوده است؟»
«آیا مبلغ مورد ادعا در حساب‌های دستگاه ثبت شده است؟»
پاسخ مستقیم و فوری به این پرسش‌ها می‌تواند در بسیاری از موارد به رفع ابهامات و تصمیم‌گیری دقیق‌تر کمک کند.
البته حضور حسابرس یا کارشناس در چنین جلسه‌ای نباید موجب خلط میان وظیفه کارشناسی و حسابرسی با وظیفه مقام رسیدگی‌کننده و تصمیم‌گیرنده شود. طراحی سامانه باید به گونه‌ای باشد که استقلال و حدود وظایف هر یک از اشخاص کاملاً محفوظ بماند.
۵. واحد استانی؛ از محل حسابرسی تا بازوی اجرایی رسیدگی الکترونیکی
یکی از ظرفیت‌های مهم این طرح، استفاده از واحدهای استانی دیوان محاسبات است.
در مدل پیشنهادی، واحد استانی می‌تواند علاوه بر انجام وظایف قانونی خود در حوزه نظارت و حسابرسی، زیرساخت لازم برای حضور برخط اشخاص در جلسات رسیدگی را نیز فراهم کند.
برای مثال، شخص مورد رسیدگی می‌تواند در واحد استانی حاضر شود، هویت وی احراز گردد و از طریق ارتباط امن تصویری در جلسه‌ای که در تهران برگزار می‌شود شرکت کند.
حسب مورد نیز حسابرس یا کارشناس مرتبط می‌تواند در همان استان در دسترس باشد تا مقام رسیدگی‌کننده بتواند در حدود صلاحیت و وظایف قانونی وی، توضیحات لازم را دریافت کند.
در چنین الگویی، فاصله جغرافیایی میان تهران و استان، عملاً مانعی برای ارتباط مستقیم میان اشخاص مؤثر در رسیدگی نخواهد بود.
۶. کاهش هزینه و صیانت از بیت‌المال
مزایای دادرسی الکترونیکی تنها به کاهش هزینه‌های شخص طرف پرونده محدود نمی‌شود.
حضور فیزیکی اشخاص ممکن است هزینه‌های مختلفی به دنبال داشته باشد؛ از جمله:
هزینه سفر؛
هزینه اقامت؛
هزینه مأموریت؛
هزینه حمل‌ونقل؛
اتلاف زمان؛
خروج مدیر یا کارشناس از محل خدمت؛
هزینه‌های اداری مرتبط با مأموریت؛
و هزینه‌های ناشی از تجدید یا تأخیر جلسات.
اگر بتوان جلسه‌ای را با استفاده از زیرساخت‌های ارتباطی موجود به‌صورت برخط برگزار کرد، بخش قابل توجهی از این هزینه‌ها کاهش خواهد یافت.
از این منظر، دادرسی الکترونیکی را می‌توان علاوه بر یک ابزار دادرسی، نوعی ابزار مدیریت منابع عمومی و صیانت از بیت‌المال نیز دانست.
زیرا صرفه‌جویی در هزینه‌های غیرضروری دستگاه‌های اجرایی و مراجع رسیدگی، خود بخشی از مدیریت صحیح منابع عمومی است.
۷. کاهش مخاطرات سفر
مسئله دیگر، مخاطرات ناشی از سفرهای بین‌شهری است.
مدیر، کارشناس یا شخص طرف پرونده ممکن است برای حضور در جلسه‌ای چندساعته، ناچار به طی صدها کیلومتر مسیر جاده‌ای باشد.
در شرایطی که فناوری امکان حضور برخط وی را فراهم کرده است، باید پرسید:
آیا تحمیل چنین سفری در همه موارد همچنان ضروری و متناسب است؟
البته این پرسش به معنای نفی ضرورت حضور فیزیکی در همه پرونده‌ها نیست؛ بلکه هدف، شناسایی مواردی است که حضور فیزیکی ضرورت واقعی ندارد.
۸. امنیت و محرمانگی
یکی از مهم‌ترین ایرادهای احتمالی نسبت به دادرسی الکترونیکی، مسائل مربوط به امنیت، محرمانگی، احراز هویت و اعتبار اظهارات است.
این نگرانی کاملاً جدی است؛ اما پاسخ آن، کنار گذاشتن فناوری نیست، بلکه طراحی صحیح زیرساخت فنی و حقوقی است.
سامانه پیشنهادی باید دست‌کم از قابلیت‌های زیر برخوردار باشد:
احراز هویت دقیق اشخاص؛
استفاده از ارتباطات امن و اختصاصی؛
جلوگیری از دسترسی اشخاص غیرمجاز؛
ثبت رسمی جلسه؛
قابلیت نگهداری سوابق الکترونیکی؛
جلوگیری از ضبط یا انتشار غیرمجاز جلسه؛
امکان احراز هویت مجدد در طول جلسه در صورت ضرورت؛
تأمین محرمانگی اسناد و اطلاعات؛
پیش‌بینی سازوکار مقابله با اختلالات فنی؛
تنظیم صورتجلسه الکترونیکی معتبر.
بنابراین، مشکلات امنیتی و فنی، بیش از آنکه دلیل رد اصل ایده باشند، الزامات طراحی و اجرای آن محسوب می‌شوند.
۹. الگوی پیشنهادی اجرای دادرسی الکترونیکی
برای جلوگیری از اجرای شتاب‌زده، می‌توان این طرح را به‌صورت مرحله‌ای اجرا کرد.
مرحله نخست: اجرای آزمایشی
چند استان به‌عنوان پایلوت انتخاب و یکی از اتاق‌های واحد استانی به تجهیزات ارتباط تصویری امن مجهز شود.
مرحله دوم: تجهیز محل رسیدگی در ستاد
یکی از تالارها یا اتاق‌های رسیدگی در ستاد دیوان به سامانه ارتباط تصویری مجهز گردد.
مرحله سوم: احراز هویت
شخص مورد رسیدگی در واحد استانی حاضر شده و هویت وی توسط مسئول مربوط احراز شود.
مرحله چهارم: برقراری ارتباط امن
ارتباط میان ستاد و واحد استانی از طریق شبکه امن و اختصاصی برقرار گردد.
مرحله پنجم: برگزاری جلسه
در تهران، مقام یا مقامات رسیدگی‌کننده و سایر اشخاص لازم و در استان، شخص مورد رسیدگی و حسب مورد حسابرس یا کارشناس مرتبط، در جلسه حضور برخط داشته باشند.
مرحله ششم: ثبت و ضبط رسمی
جلسه مطابق ضوابط مقرر ثبت و صورتجلسه الکترونیکی تنظیم و سوابق آن نگهداری شود.
مرحله هفتم: ارزیابی
پس از یک دوره آزمایشی، آثار اجرای طرح بر اساس شاخص‌هایی مانند:
مدت زمان رسیدگی؛
هزینه‌های تحمیل‌شده؛
تعداد جلسات تجدیدشده؛
کیفیت دفاع؛
میزان رضایت اشخاص؛
کیفیت تصمیم‌گیری؛
و میزان کاهش سفرهای اداری
ارزیابی شود.
۱۰. اصل بر اختیار، نه اجبار
مدل مطلوب آن نیست که حضور فیزیکی به‌طور کامل حذف شود یا تمام جلسات رسیدگی الزاماً به‌صورت الکترونیکی برگزار گردد.
راهکار مناسب می‌تواند این باشد که اصل امکان حضور فیزیکی همچنان محفوظ بماند، اما در مواردی که شخص درخواست حضور برخط دارد و مقام رسیدگی‌کننده نیز با توجه به ماهیت پرونده، حضور الکترونیکی را کافی و مناسب تشخیص می‌دهد، این شیوه به رسمیت شناخته شود.
همچنین می‌توان مواردی را که حضور فیزیکی در آنها ضرورت دارد، مشخص کرد؛ برای مثال، در مواردی که بررسی مستقیم یک موضوع یا انجام اقدامی خاص، حضور فیزیکی را اقتضا می‌کند.
این مدل، از یک سو اختیار و تشخیص مقام رسیدگی‌کننده را حفظ می‌کند و از سوی دیگر مانع تحمیل سفرهای غیرضروری بر اشخاص می‌شود.
نتیجه‌گیری
دیوان محاسبات کشور به‌عنوان یکی از مهم‌ترین نهادهای نظارت مالی کشور، مأموریت سنگینی در صیانت از بیت‌المال بر عهده دارد.
اما صیانت از بیت‌المال تنها با شناسایی تخلف و مطالبه مسئولیت تحقق نمی‌یابد؛ شیوه رسیدگی نیز باید تا حد امکان سریع، کم‌هزینه، عادلانه و متناسب با اقتضائات روز باشد.
فناوری امروز این امکان را فراهم کرده است که شخصی که در سیستان و بلوچستان، خراسان، آذربایجان، کرمان، مازندران یا هر نقطه دیگری از کشور حضور دارد، بدون طی صدها یا هزاران کیلومتر مسیر، در یک جلسه رسیدگی در تهران حضور تصویری داشته باشد.
بنابراین، هدف از دادرسی الکترونیکی حذف حضور فیزیکی نیست؛ هدف، حذف سفرهای غیرضروری و تسهیل دسترسی به فرآیند رسیدگی است.
اگر فناوری بتواند:
حق دفاع را تقویت کند؛
هزینه‌های عمومی را کاهش دهد؛
مخاطرات سفر را کاهش دهد؛
زمان رسیدگی را کوتاه کند؛
امکان پرسش مستقیم از حسابرس یا کارشناس را فراهم سازد؛
و به کشف حقیقت کمک کند،
منطقی است که ظرفیت آن در خدمت نظام نظارت مالی کشور قرار گیرد.
شاید اکنون زمان آن رسیده باشد که در کنار مفهوم «دیوان محاسبات کشور»، از «دادرسی الکترونیکی در دیوان محاسبات» نیز به‌عنوان یکی از الزامات تحول دیجیتال در نظام نظارت مالی سخن بگوییم.
این تحول می‌تواند دیوان محاسبات را به نهادی تبدیل کند که ضمن صیانت جدی از بیت‌المال، حقوق دفاعی اشخاص، کرامت آنان، سرعت رسیدگی و کارآمدی نظام نظارت مالی را نیز همزمان مورد توجه قرار دهد.
و شاید بتوان تمام این پیشنهاد را در یک جمله خلاصه کرد:
«وقتی فناوری می‌تواند فاصله میان تهران و دورترین نقاط کشور را از هزاران کیلومتر به یک ارتباط تصویری چندثانیه‌ای تبدیل کند، نباید انسان را برای رسیدن به عدالت، مجبور به پیمودن همان فاصله کرد.»
این نسخه به نظرم برای انتشار در نشریه حقوقی یا ارائه به دیوان محاسبات بسیار مناسب‌تر است؛ مخصوصاً چون استناد به مواد ۱۷۵ و ۶۵۹ را از «مبنای صلاحیت» به مؤید پذیرش فناوری در نظام حقوقی ایران تبدیل کردم تا از نظر حقوقی محل ایراد کمتری داشته باشد.
عباس شیرزاد، کارآموز وکالت